الشيخ عباس القمي

59

الفوائد الرضوية في أحوال علماء المذهب الجعفرية ( فارسى )

فرمود كه ، چرا او را ملامت مىكنيد ، مطلبى نشده ، حقوق برادران مؤمن بر يكديگر زياده از اين است « 1 » . مؤلّف گويد كه ، مولانا در اين كار اقتدا كرد به حضرت ثامن الائمه عليه السّلام ، چه در روايت وارد شده كه ، روزى آن حضرت داخل حمام شد ، شخصى در حمام بود كه آن حضرت را نمىشناخت . عرض كرد كه ، بيا مرا كيسه بكش . حضرت مبادرت فرمود و مشغول كيسه كشيدن او شد . بعد از زمانى مردم درآمدند و حضرت را شناختند و مشغول معذرت شدند . حضرت دلدارى ايشان فرمود و مشغول كيسهء او بود تا كيسهء او را تمام كشيد « 2 » . گويند كه ، عادت مولانا بر آن بود كه مىپوشيد از جامه هرچه از حلال باشد - خواه پرقيمت باشد يا ارزان - و هرگاه كسى به آن بزرگوار جامهء نفيسى هديه مىكرد قبول مىفرمود و مىپوشيد . و مكرر اتفاق مىافتاد كه عمامهء گران‌بها به ايشان تقديم كرده بودند كه معادل بوده بازر خالص . چون به زيارت مشرّف مىشده هر سائلى كه چيزى از ايشان مىطلبيد قطعه‌اى از آن را پاره مىكرد و به او مىداده تا آن‌كه باقى مىمانده بر سر ايشان مقدار ذراعى كه به خانه مراجعت مىنموده « 3 » . و از كتاب مقامات سيد جزائرى نقل است كه ، مقدس اردبيلى از ساكنين حرم امير المؤمنين عليه السّلام نجف اشرف بوده هرگاه مسأله‌اى بر او مشتبه مىشده در شب‌ها خود را به ضريح مقدس مىرسانيده و جواب مىشنيده و گاهى بوده كه آن حضرت او را به حضرت صاحب الأمر - روحى فداه - حواله مىفرموده ، هرگاه آن امام بزرگوار در مسجد كوفه تشريف داشته « 4 » . و با اين اعمال خالصهء از اغراض دنيويه ، بعد از موت او بعضى از مجتهدين او را در خواب ديدند كه با هيأت نيكو و جامهء پاكيزه از روضهء علويه بيرون شد . از آن

--> ( 1 ) . همان و حدائق المقربين ( مخطوط ) ( 2 ) . لئالى الاخبار ، ج 2 ، ص 178 ( 3 ) . مقامات النجاة ورق ، 120 ب ، به نقل از خاتمهء مستدرك ، ج 2 ، ص 89 ؛ روضات الجنات ، ج 1 ، ص 82 و در كتاب‌هاى ديگر نيز اين داستان آمده است . ر . ك : منتخب التواريخ ، ص 181 ؛ هدية الاحباب ، ص 265 ( 4 ) . اعيان الشيعه ، ج 9 ، ص 295